سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
وبلاگ عصر موعود
بنى امیه را مهلتى است که در آن مى‏تازند ، هر چند خود میان خود اختلاف اندازند . سپس کفتارها بر آنان دهن گشایند و مغلوبشان نمایند [ و مرود مفعل است از « ارواد » و آن مهلت و فرصت دادن است ، و این از فصیح‏ترین و غریبترین کلام است . گویى امام ( ع ) مهلتى را که آنان دارند به مسابقت جاى ، همانند فرموده است که براى رسیدن به پایان مى‏تازند و چون به نهایتش رسیدند رشته نظم آنان از هم مى‏گسلد . ] [نهج البلاغه]



ارسال شده توسط کمیل در 8/12/90:: 11:27 صبح

 


بسم الله الرحمن الرحیم


خب شما به من بگید این یعنی چی؟ آدم چه طور باور کنه این یه برخورد معمولی یا عادلانه است؟ بابا هرجا اسم این لاریجانی(علی) میاد قوه قضاییه مثل برق عمل میکنه... اون از ماجرای حسین قدیانی که روشن و واضح بود که علت اصلی نقد علی لاریجانی بوده و این هم حالا که اصلاً چیزی نگفته بنده خدا. یه سئوال و بس. بابا این همه توهین به مقدسات و رهبری و نظام کردن شما ککتون هم نگزید یا لااقل اگر گزید به دلایلی که ما نمیدونیم دست روی دست گذاشتید و هیچ اقدام عملی ای نکردید. حالا اینجا چطوره که سریع وارد عمل می شید و اصلاً برخوردتون هم استثناییه و غیر معموله؟ بس کنید دیگه بابا... اعصاب واسمون نذاشتید شماها...


- نامه جمعی از اصحاب رسانه خطاب به رئیس قوه قضائیه


 - درخواست خبرنگاران از دادگاه ویژه روحانیت


- نامه جمعی از فعالان رسانه ای کشور درباره بازداشت یک روزنامه نگار


- انتقاد کیهان از ادامه بازداشت سعید ذاکری


- بیانیه اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل برای محمد سعید ذاکری


- واکنش وحید جلیلی به بازداشت دبیر سیاسی 9 دی


.....


- استقبال از سعید ذاکری در محل دفتر هفته نامه 9 دی


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط کمیل در 8/10/90:: 3:16 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم


دیروز عصری رفتیم برای افتتاحیه جشنواره فیلم عمارحول و حوش ساعت 3 هنوز خبری نبود. یعنی بر و بچز دفتر مطالعات مشغول آماده سازی میزها و پوسترها بودند و تک توکی هم مثل ما منتظر توی سالن. گوشه ای نشسته بودم که بنده خدایی که خیلی آشنا می زد وارد شد. سریع به خاطر آوردم که امین هاشمی از بچه های مجمع وبلاگ نویسانه. اولین بار سال 85 تو اردوی «از بلاگ تا پلاک» بچه های وبلاگ نویس پارسی بلاگ دیدمش. بعدها هم توی نمایشگاه رسانه های دیجیتال نقدهای بازی رو ازش دیده بودم. القصه نشستیم و مشغول حرف زدن شدیم. گپ و گفت خوبی بود. اینطوری زمان هم زود گذشت. دیگه سالن انتظار شلوغ شده بود و کم کم به ساعت شروع برنامه نزدیک شدیم.


 رفتیم کارت ویژه رو گرفتیم (البته چون استقبال دوستان عالی بود! مشکلی برای ورود وجود نداشت و نیازی به کارت هم نبود فی الواقع). آقای داود آبادی و علی محمد مودب هم اومده بودند. طلبه سیرجانی هم بود که ما بعد از برنامه رفتیم سراغ دوستی که با ایشون بود و آمارش رو گرفتیم (حاج آقای جهانشاهی بعد از ماجرای صحن حضرت عبدالعظیم فعالیتش رو در سکوت خبری همچنان ادامه میده و ما هم عزممون رو جذم کردیم که باهاش همراه شیم)


برنامه با قرآن خوانی وحید جلیلی شروع شد. آقا وحید خیلی خاکی تر از اون چیزیه که فکرش رو می کردم!


 کار بسیار خوبی که دوستان کرده بودن دعوت از مادران شهدا بود که اون ها رو در ردیف جلو نشوندند و ما خیلی از این ابتکار حظ بردیم و کلاً فضا رو عوض کرده بودند.


حاج آقا پناهیان شروع کننده بود. خیلی کم صحبت کرد. کلاً میانه خوبی با تریبون نداره حاج آقا! حرف قشنگش که برام مهم بود این بود که طبق بیان حضرت امیر حرف زدن مومن غریزی است. یعنی چیزی در درون مومن هست و جوششی در او هست که در بیانش خودش رو نشون میده. اگه دردمند باشید و حرف برای گفتن داشته باشید اونوقت می تونید اثرتون رو ماندگار کنید و تاثیر بگذارید. بعضی ها که حرف برای زدن ندارند و فیلم می سازند کم کم کارشون به جایی میرسه که دیگه آدم از اینها احساس تنفر پیدا می کنه!


آخرش هم یه دعای خیلی با حال کرد:


خدایا تو که بالاخره مردم دنیا رو با دینت و با خودت آشنا می کنی و آشتی میدی! ما رو واسطه و وسیله این آشنایی قرار بده!


خدایا تو که بالاخره موجبات ظهور مهدی فاطمه رو فراهم می کنی! ما رو مقدمه ساز این ظهور قرار بده!(یه آمین از ته دل بگید)


بعد از نماز مستند «مهار نشده» پخش شد. مستند خوب و قوی ای بود. چند نکته راجع به این مستند هست  که باید اونها رو دسته بندی کنم و بعداً شاید همینجا بگمشون.


----------------------


پی نوشت:


جشنواره فیلم عمار از دیروز 7 دی رسماً شروع به کار کرده و تا سه شنبه 13 دی ماه ادامه داره. برنامه اکران رو هم می تونید از اینجا ببینید. خودتون و هرکی که فکر میکنید اهل حاله بیاید تا جشنواره رونق بگیره. کم دشمن نداره!


دومین جشنواره مردمی «فیلم عمار» کلید خورد


- پناهیان: جشنواره عمار فرصتی برای هر کسی است که حرفی عمار گونه دارد


- عکس: دومین جشنواره مردمی فیلم عمار




 


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط کمیل در 28/9/90:: 3:1 عصر



بسم الله الرحمن الرحیم


 


من نمیدونم مگه این صداوسیما صاحب نداره؟ این چه خط فکریه که تو برنامه جمع ما دنبال میکنن؟


دیشب ما داشتیم همینطوری کانالا رو عوض میکردیم رسیدیم به این برنامه دیدم موضوعشون به اصطلاح خودشون «تفکیک جنسیتی» در دانشگاهه. منم حساس نشستم وقتمو تلف کردم پای این برنامه.... حیف که جز اعصاب خورد کنی چیز دیگه ای برام نداشت...


یک عده ای تو این مملکت هستند که هروقت موضوع حذف اختلاط از محیط دانشگاه مطرح میشه مخالف خوانی اینها هم شروع میشه. انگار یکی پا رو دم گربه بذاره جیغش بلند میشه، بلاتشبیه همینطوری اتوماتیک واکنش نشون میدن. از مجله نیمچه زرد چلچراغ گرفته (گفتم نیمچه تا بی انصافی نکرده باشم) تا همین برنامه کذایی.


اولاً اون مهمونی که دعوت کرده بودن و من هنوز هم نفهمیدم چی کاره این مملکت بوده اصلاً به درد این موضوع نمیخورده و شاید هم عمدی در کار بوده در دعوت از این آدم. این از این.


مورد بعدی اینکه کل حرف مجری این برنامه و استدلالش این بوده که حذف اختلاط باعث میشه دختر و پسر نتونن با هم تعامل!! (شما بخونید لاس زدن) داشته باشند... یا اینکه اگه اینا رو از هم جدا کنید کجا برن همسر دلخواهشون رو پیدا کنن؟!!.... وای از این همه ... چی بگم....


تازه به عنوان یه مثال نقض از خودش مثال میزنه و میگه مگه من که یه زنم و بین این همه مرد کار میکنم اشکالی داره؟ آخه اگه اشکال داشتن و نداشتن هر چیزی به ظاهرش بود که دیگه چه نیازی به خدا و پیغمبر بود؟


حجاب از اعتقاد شروع میشه و بعد به رفتار میرسه و اون نتیجه ظاهری حجابه که میشه چادر. نه حتی مانتو. که از نظر ما مانتو هم حجاب نیست چه برسه به اینکه حالا هرکی روسری سرش باشه میگن با حجاب!


خب این خیلی اشتباه فاجعه باریه که این خانم  فکر میکنه اگه بشینه اونجا و با مردهای غریبه گپ و گفت کنه و هی سعی کنه ادای مجری 90 رو دربیاره و خودش رو با جسارت نشون بده و بعدش هم بگه من چادری هستم و یا مشکلی توی ارتباط با مردها نمی بینم و از این حرفا...


بابا من نمیدونم توی این همه شبکه های صداوسیما یه دونه مجری زن پیدا نمیکنید چادری باشه اونوقت این خانم شده تنها مجری چادری! واقعاً فلسفه شون چیه؟ لابد واسه بی چادریا که الگو ساختن حالا میخوان برای چادریامون الگوسازی کنن..اونهم چه الگویی...


توی این صدا و سیما چه خبره واقعاً؟؟!!!


----------


پی نوشت:


- برای این پست سه بار نوشتم و هر بار به دلیلی مطالبم پرید و مجبور شدم از نو بنویسم.


- حوصله نداشتم راجع به اوضاع تاسف باری که اختلاط اعم از محیطهای دانشگاهی و غیره برامون بوجود آورده و اینکه اختلاط هم در تعالیم اسلام حرامه مثل دزدی،‌مثل دروغ و این وضعیتی که الان در دانشگاه وجود داره عین اختلاطه مگر اینکه برای اختلاط شاخ و دم قائل باشیم! بنویسم.


 


 


 


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط کمیل در 7/9/90:: 9:43 عصر

 



بسم الله الرحمن الرحیم


بالاخره دوستان مجلسی کاری رو که باید 10 سال پیش یا شایدم قبل تر از اون انجام میدادن با هزار تا اما و اگر لطف کردن و انجام دادن، بعد اسمش رو هم گذاشتن اقدام انقلابی البته..


در هرصورت ما خوشحالیم و مسرور از تحقیر دولت انگلیس و با لگد پرت کردنشون از این خاک مقدس...


چقدر تو این سالها به سهم خودمون خون دل خوردیم و البته کتک... یادم نمیره زمانی رو که سرهنگای نیروی انتظامی جلوی ما با باتوم وای میستادن و حرفشون این بود که می دونید «آقا» از این کار شما ناراضیه؟! برید وگرنه شما رو هم مثله همون اراذل و اوباش میدون شوش لت و پار میکنیم!!


عجبا از این همه حماقت...


و چه کسی میتونه فراموش کنه اون واقعه تاسف بار و مصیب بار رو - که البته فیلمش منتشر شد و همین الان هم هست- که سه چهار سال پیش در ایام فاطمیه چه برخوردی با دانشجوهای بسیجی معترض مقابل سفارت انگلیس شد و چه هتک حرمتی نسبت به دخترای محجبه شد (یه آدم لباس شخصی که معلوم بود کله گنده ناجا و پلیس امنیته هرچی لایق خودشه به دخترای بسیجی میگه و بعد با مشت و لگد به جون دخترای مردم میوفته... الان که یادم میاد خون خونم رو میخوره میخوام خفش کنم اون مرتیکه عوضی رو) و البته احمدی مقدم هم اون موقع گفت پیگیری میکنن و مثله خیلی پیگیری های دیگه  مالیدن رفت...


البته که من خیلی اعتراض دارم نسبت به عملکرد این نیروهای امنیتی اعم از سپاه و ناجا و قوه قضاییه با اون مامورای دادستانیش..خیلی کاراشون ایراد داره و ظلم روشنی در حق مردم میکنن و کی میخواد به این ظلمها رسیدگی کنه خدا میدونه...


در هر صورت ما امروز روز خوشیمونه...انگار ثمره فریادها رو داریم می بینیم...


حضرت آقا هم که امشب در جمع فرماندهان نیروی دریایی ارتش یه تیکه از خباثت انگلیسی ها اومد که صددرصد نظرش راجع به تصمیم مجلس بوده...


و قلبم گواه میده که آقا راضی به حضور انگلیسیها نبوده و نیست...


القصه فردا جشن شادی است و البته فشار به دولت تا هرچه زودتر این اقدام مبارک رو عملی کنن.


 


وعده دیدار فردا ساعت 14 مقابل سفارت به تاریخ پیوسته دولت انگلیس در ایران!


پی نوشت:


ماجرای انتقال اسناد جاسوسی به سفارت انگلیس در تهران


تاریخ?نگاری روابط ایران و انگلیس


علت تسخیر سفارت از دید کارشناس انگلیسی


 



 


کلمات کلیدی :

درباره
صفحات دیگر
آرشیو یادداشت‌ها
لینک‌های روزانه
پوندها
موسیقی وبلاگ